تبلیغات


من دلم در غم نشسته

من دلم در غم نشسته لاله وگل بیشتر

در میان شهر مرد بی تامل بیشتر

ارغوان در باغ دیده رفتن پروانه را

نسترن در باغ دیده داغ بلبل بیشتر

هرچه توی سینه مردی خماری گل کند

می نشیند داغتر در پای الکل بیشتر

چون حرارت در میان چوب بالا تر رود

می کند کتری میان شعله قلقل بیشتر

میخ تخت حاکم یک شهر محکمتر شود

هرچه دنبالش بیفتد آدم خل بیشتر

موسی عباسی مقدم