تبلیغات


کوچ نغز مرغابی

رفتیم صحرا با نسیم ازمهر واز مو گفت

من از گل رو گفتم او از ناز ابرو گفت

من از لب دریا وکوچ نغز مرغابی

او از هوای صبح و احوال پرستو گفت

من گفتم از صحرا بیابان دشت پر لاله

اواز گل وبیدو چنار بر لب جو گفت

او رفت از فریاد من دریا تعجب کرد

گفتم بیا دیوانه جان برگرد یاهو گفت

من مهربانیهای قلبم را نشان دادم

او با لب زیبای و ناز خود فقط کو گفت

من ایستادم درب منزل او نگاهم کرد

با خنده  زیبا وگیرایش بیا تو گفت

موسی عباسی مقدم

 



منبع این نوشته : منبع